خودشناسی, افزایش عملکرد, کوچینگ

آیا یک “موفقِ پردستاورد ناراضی” هستید؟

دستاورد موفقیت

برای برخی افراد پرسش بالا ممکن است عجیب به نظر برسد. چه کسی ممکن است از دستاوردهایش ناراضی باشد؟ چه کسی از گرفتن بازخورد مثبت پس از انجام یک پروژه‌ی کاری بزرگ، یا پس از یک اجرای هنری فوق‌العاده، یا از گرفتن لایک فراوان در صفحات اجتماعی پس از انتشار یک دستاورد بزرگ، خرسند نمی‌شود؟

داشتن دستاوردهای شخصی اساس و بنیاد فرهنگ مدرن است و این امر بیشتر از هر زمان دیگری در دنیای مدرن ما به شکل حضور در رسانه‌های اجتماعی یا ستایش افراد مشهور و موفق دیده می‌شود.

یک مطالعه‌ی علمی بزرگ که در سال 2014 توسط دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه هاروارد منتشر شد نشان داد که بسیاری از جوانان آمریکایی”دستیابی به جایگاه‌های بالا” را به عنوان اولویت خود انتخاب کرده‌اند که این تعداد تقریباً برابر با مجموع تعداد افرادی بود که “مراقبت از دیگران” و “شاد بودن (بیشتر مواقع احساس خوب داشتن) ” را به عنوان اولویت اصلی خود در زندگی انتخاب کرده‌اند.

بیشتر بخوانید: شادمانی یا موفقیت – کدام یک را انتخاب می‌کنید؟

هیچ اشکالی در دستاورد داشتن وجود ندارد. مشکل اینجاست که موفقیت در بعضی از افراد منجر می شود تا احساس پوچی کنند. این موضوع می‌تواند آن‌ها را افسرده، مضطرب یا حتی عصبانی کند و آن‌ها به ندرت دلیل این احساسات را متوجه می‌شوند.

ایشان حتی ممکن است در وهله‌ی اول متوجه نشوند که ناراحتی‌شان مربوط به دستاوردهایشان است. اغلب، تنها چیزی که می‌دانند این است که احساس خستگی می‌کنند و عمیقاً از این دستاوردها راضی نیستند و این احساسات را به سختی می‌توانند با موفقیتی که کسب کرده‌اند تطبیق بدهند. آیا این دستاوردها نباید منجر به به وجود آمدن احساسات بهتری مثل قدرت و نشاط باشد؟

این افراد ممکن است به دلیل این که کسب موفقیت برایشان معنی خاصی دارد احساس پوچی کنند. به دلایل پیچیده ای، احساس می‌کنند که باید به موفقیت دست پیدا کنند تا بتوانند احساس کنند ارزشمندند. برای ایشان دستاوردها مایه شادی نیستند؛ یک ضرورت هستند.

وقتی کسی مجبور باشد برای این که ارزشی داشته باشد به موفقیت برسد، نمی‌تواند خود را متوقف کند. اگر موفق شدن متوقف شود، ایشان احساس می‌کنند دیگر دوست داشتنی نیستند و این باِر ذهنی وحشتناکی برایشان به همراه دارد.

بیشتر بخوانید: کمال‌گرایی را شکست دهید پیش از آن که شما را شکست دهد

این مشکل معمولاً در دوران کودکی شروع می‌شود، والدینی که (معمولاً سهواً) به بچه‌ها می‌آموزند که ارزش آنها به عنوان یک فرد در جامعه در نهایت به دستاوردهای آن‌ها و آن چه انجام می‌دهند برمی‌گردد، نه اینکه چه کسی هستند. اگرچه که نیت این آموزش ممکن است این نباشد، اما این پیام را به همراه دارد که ایشان کافی نیستند.

یکی از جاهایی که این موضوع مشکل‌ساز می‌شود زمانی است که کودکان وارد دوران نوجوانی و بزرگ‌سالی شده و با رسانه‌های اجتماعی مواجه می‌شوند. اگر در فیسبوک، توییتر یا اینستاگرام به اندازه کافی برای کارهای تاثیرگذاری که انجام می‌دهید یا چیزهایی که می‌گویید «لایک» دریافت نکنید، خب، لابد به اندازه کافی دوست داشتنی نیستید!

 افرادی که از این احساس وحشتناک “شک درونی” رنج می‌برند، به راحتی در دنیایی سرشار از موفقیت و خودنمایی اطرافیان و افراد مشهور احساس بی‌کفایتی می‌کنند و این احساس در چهره و کف دستانشان کاملاً مشخص است. از این نظر، این یک اپیدمی کاملاً مدرن عزت نفس است.

 می‌توان ایشان را “پردستاوردهای ناراضی” نامگذاری کرد. گروه بسیار بزرگی که عزت نفس آنها تقریباً به طور کامل به محیط بیرونشان بستگی دارد، و بنابراین، قابل درک است که به طور باور نکردنی احساس پوچی کنند. بدتر از آن، چون این افراد معمولاً عملکرد بالایی دارند و اغلب بسیار موفق هستند، درد و رنج آنها اغلب توسط دوستان و عزیزان نادیده گرفته می‌شود.

در عین حال که برخی از این افراد به موفقیت‌های بسیار زیادی دست پیدا می‌کنند و از خودشان ناراضی هستند برخی دیگر نیز به هیچ موفقیتی دست پیدا نمی‌کنند. زیرا اضطراب ایشان از دستیابی به موفقیت و مواجه شدن با چیزها آنقدر زیاد است که اهمال‌کاری می‌کنند.

اگرچه در ظاهر، این دو گروه ممکن است با هم در تضاد باشند، اما به وضوح هر دو گروه دو طرف یک سکه هستند. در واقع هر دو گروه زیربنای یکسانی دارند: بر این باورند که باید به موفقیت دست پیدا کنند تا به آن‌ها ارزش داده شود، و هر دو زیر مجموعه عمیقاً از این واقعیت ناراحت هستند.

ایا شما هم از دستاوردهای خود ناراضی هستید؟

ببینید کدام یک از موارد زیر شما را بهتر توصیف می‌کند؟

  1. شغل خوبی دارید، یا شاید یک شریک عاطفی جذاب، هر از گاهی به یک رستوران خوب می‌روید و با فیلترهای اینستاگرم برای تحت تاثیر قرار دادن فالوورهایتان عکس‌هایی می‌گیرید و به خانه بر می‌گردید. همه فکر می‌کنند که شما زندگی بسیار خوب و بی‌مشکلی دارید و در ظاهر هم دارید. اما به طور غیرقابل توضیحی، در اعماق وجودتان، هنوز هم در بیشتر مواقع احساس ناموفق بودن یا خالی بودن می‌کنید.
  2. وقتی به چیزی دست پیدا می کنید، احساس رضایت از دستاوردتان بسیار زودگذر است. مثلاً اگر برای مقاله‌ی اخیر خود نمره A را دریافت کرده‌اید، تماشاگران بعد از اجرای شما برایتان بسیار دست می‌زنند و شما را تشویق می‌کنند، رییس شما می‌گوید که از کاری که بر روی پرونده‌ی مشتری جدید انجام داده‌اید بسیار تحت تاثیر قرار گرفته است؛ … اما در عرض چند دقیقه یا چند ساعت یا حداکثر یک یا دو روز احساس رضایت از بین می‌رود و شما بیش از هر زمان دیگری مجبور به شروع کار برای تلاش بعدی برای انجام دادن یا تحت تأثیر قرار دادن هستید.
  3. شما از نظر اجتماعی موفق هستید و برون‌گرا به نظر می‌رسید، چه بیرون رفتن با دوستان و چه ملاقات با سایر شرکت‌کنندگان در یک کنفرانس، موفقیت بزرگی است. شاید مردم حتی شما را به عنوان “نقل مجلس”  یا ” مرکز توجه” تصور کنند. اما شما حتی زمانی که توسط افراد احاطه شده‌اید، به طور پنهان در درون خود احساس تنهایی می‌کنید و فقط زمانی می‌توانید واقعاً آرامش داشته باشید که تنها باشید.
  4. انجام کارهایی که آسان هستند را نیز به تعویق می‌اندازید و دلیل آن را نمی‌دانید. شاید رئیستان از شما می‌خواهد که گزارشی را که قبلاً نوشته‌اید به بخش دیگری ارسال کنید، یا مادرتان از شما می‌خواهد که نقاشی جدید خود را در فیسبوک منتشر کنید تا همه دوستانش بتوانند آن را ببینند. این کارها بیش از یک یا دو دقیقه طول نمی‌کشد، اما به نظر نمی‌رسد بخواهید خودتان را مجبور به انجام آنها کنید.

البته این ها فقط چند نمونه هستند، اما اگر احساس می‌کنید که برای شما آشنا هستند، خوب است این پرسش‌ها را از خود بپرسید:

  • هنگامی که آن عکس را در اینترنت منتشر می‌کنید، زمانی که برای به پایان رساندن آن پروژه کاری پرمخاطب کار می‌کنید، وقتی خود را در مهمانی مرکز توجه قرار می‌دهید، آیا بیش از حد به این فکر می‌کنید که این کار باعث می‌شود دیگران شما را ببینند؟
  • پاداش دیده شدن به عنوان کسی که به موفقیت می‌رسد چیست؟ توجه؟ عشق؟ امنیت؟ عواقب انجام ندادن این کار چیست؟ ناامیدی؟ افسردگی؟ انزجار؟ عصبانیت؟
  • ایا فکر می‌کنید دوست دارید کاری انجام دهید که فقط برای خودتان باشد؟ آیا فکر می‌کنید بیشتر وقت و انرژی خود را صرف انجام کارهایی می‌کنید تا در نهایت به شما احساس خوبی دهد، ولی در واقع وقتی برای انجام کارهایی که دوست دارید انجام دهید باقی نمی‌ماند؟

این سوالات فقط نقطه‌ی شروع هستند. اگر از دستاورد‌ها و موفقیت‌هایتان ناراضی هستید، کارهایی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید که واقعاً «فقط برای شما» است. بر روی انگیزه‌های عمیق تر‌خود کار کنید و با کمک یک کوچ یا درمانگر خوب می‌توانید متوجه شوید چه چیز‌هایی را واقعاً می‌خواهید به دست آورید و چه کارهایی را عمیقاً دوست دارید انجام دهید.

مقاله از: دکتر لنس دادز

اگر دستاوردهایتان دیگر شما را خوشحال نمی‌کند، ممکن است پشت دیوار کمال‌گرایی متوقف شده باشید!

(بیشتر بخوانید)

امتیاز دهید
بازگشت به لیست

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.