غلبه بر تضادهای درون با تکنیک گفتگو بین “خود مثبت” و “خود منفی”

آیا از درون احساس تضاد و دوپارگی می کنید؟ یک گفتگوی داستانی بین “خود مثبت” و “خود منفی” می تواند به شما کمک کند تا به خودشناسی بالاتری دست پیدا کنید و نگرش جدیدی کشف کنید.

ما موجودات پیچیده ای هستیم اغلب اوقات و درون ما به جای یک “خودِ واحد”، خودهای متعددی وجود دارد که به طور همزمان در حال کشمکش هستند.

به عنوان مثال ، فرض کنید که در یک موقعیت کاری، همکارتان خطایی کرده و یا توانمندی لازم برای انجام آن کار را ندارد. از یک سو بخش جاه طلب و یا تاییدگیرنده شما می خواهد همکار را کنار بزند و به همه نشان دهد که چقدر توانمند است و چالش پیش رو برایش چیزی نیست، ولی از سوی دیگر نیرویی از درون شما را سر جایتان نگه می دارد تا باعث شرمساری همکارتان نشوید و یا به عنوان “خودشیرین” برای خود شهرتی ایجاد نکنید.

هر کدام از “خود” ها که درگیر این طناب کشی شود ، همانی است که باید انتخاب کند که چگونه به هر شرایطی پاسخ دهیم.

در هر موقعیتی ، ما چندین گزینه و روش برای پاسخگویی به موقعیت داریم. از بسیاری جهات ، شخصیت ما یک طیف است ، گاهی اوقات “پسر خوب” ظاهر می شود و گاهی اوقات “قلدری زورگو” ظاهر می شود – یا که اغلب یک نسخه بینابین دیده می شود.

آیا تا به حال به عملکرد خود در یک موقعیت نگاه کرده اید و با تعجب گفته باشید ، “این واقعاً من نبودم!” یا “نمی دانم چم شد!”

در آن زمانها اغلب بخش ناخوشایندی از سمت ما ظاهر می شود که به طور عادی با آن هویت سازی نمی کنیم. شاید به دلیل حضور یک شخص یا موقعیت خاصی بود که با آن دست و پنجه نرم می کنیم – یا اینکه به سادگی خسته ، گرسنه یا بدخلق شده ایم.

هیچ لحظه ای شما را کاملا تعریف نمی کند – همه آنها فقط قطعاتی از پازلی بزرگتر هستند.

فقط به این دلیل که “خود منفی” شما در گذشته برنده شده است ، به این معنی نیست که “خود مثبت” شما نمی تواند در آینده پیروز شود. همه چیز بستگی به این دارد که کدام نسخه از خود را پرورش دهید.

این شبیه استعاره معروف دو گرگ درون شما است ، یک گرگ نماینده نور ، امید و مثبت است ، در حالی که گرگ دیگر نشان دهنده تاریکی ، ناامیدی و منفی است. به هر کدام از گرگ ها غذا دهید ، همان گرگی است که زنده می ماند.

اگر هر نوع تعارض درونی  احساس می کنید ، نوشتن گفتگوی بین دو طرف راهی عالی برای یادگیری این است که خاستگاه هر کدام از کجاست – و سپس از این اطلاعات برای یافتن راهی جدید رو به جلو استفاده کنید.

گفتگویی برای شناخت تضاد بین خود مثبت و خود منفی

هدف از این تمرین نوشتن گفتگویی بین “خود مثبت” و “منفی” فرضی شما است.

در صورت تمایل می توانید نام های مختلفی را انتخاب کنید – به عنوان مثال اگر “مثبت” و “منفی” برای موقعیتی که می خواهید کاوش کنید اعمال نمی شود یا اینکه آنها را بسیار صفر و یکی می دانید می توانید به عناوین دیگری فکر کنید مثلا “بخش امیدوار و ناامید”، “بخش امن و ناایمن”، “بخش مستقل و وابسته” ، “خود منطقی و خود احساسی” و …

هنگام نوشتن گفتگو ، در مورد پاسخ های هر یک از بخش ها زیاد فکر نکنید – هر چه به ذهنتان رسید را بنویسید. این مهم است زیرا اغلب اولین چیزی که در طول تمریناتی مانند این به ذهن شما خطور می کند پاسخ واقعی است. به محض اینکه بیش از حد فکر کنید ، شروع به خودسانسوری می کنید.

حالا بیایید شروع کنیم!

یک کاغذ جلوی خود بگذارید و بالای آن بنویسید گفتگوی بخش … و ….

موقعیتی را شناسایی کنید که احساس می کنید در حال حاضر “خود مثبت” و “خود منفی” شما در تضاد است. (به عنوان مثال: “غذا خوردن سالم” ، “بیشتر مطالعه کردن” ، یا “ترک رابطه عاطفی”، “کنترل خشم”)

به عنوان مثال ، گفتگوی شما ممکن است شروع به چیزی شبیه به موارد زیر کند:

 

خود ناایمن: من می ترسم که افراد ترکم کنند. از رها شدگی می ترسم. برای همین دائم باید همه را راضی نگه دارم. 

خود امن: تا حالا ترک شدی؟

خود ناایمن: آره چند بار، خیلی دردناک بود.

خود امن: درسته. طرد شدن و یا از دست دادن خیلی سخت و ناخوشاینده. درد عمیقیه. اما نمی شه که آدم ها رو به زور نگه داشت. اونی که موندنیه می مونه، اونیم که قرار نیست بمونه میره.

خود ناایمن: آخه اگه برن من می میرم. من بهشون وابسته ام، نمی تونم به تنهایی از پس زندگی بر بیام.

خود امن: می فهمم، خیلی دردناکه، ولی نمی میری. من این جا هستم. مثل همه دفعه های قبلی که ترک شدی و زنده موندی. من کمکت می کنم رو پای خودت بایستی ….

 

سعی کنید هر دو طرف متضاد را مجسم کنید و به طور برابری به آنها بپردازید.

بگذارید “خود منفی” شما واقعاً در شما نفوذ کند و حسش کنید، اما اجازه دهید “خود مثبت” شما نیز به همان اندازه قدرتمند و تاب آور باشد. بگذارید که “خود مثبت” شما حرف پایانی را بزند.

برای مواجهه و دریافت بیشتر، گفتگوی خود را با صدای بلند برای هر دو شخصیت اجرا کنید. این نوع نقش آفرینی می تواند به شما کمک کند تا دو طرف تضاد خود را عمیقا ببینید. از بزرگ نمایی و لذت بردن از آن نترسید ، این تمرین قرار نیست خیلی جدی گرفته شود. از تخیل خود استفاده کنید.

یکی از دلایل مهم این تمرین این است که به شما اجازه می دهد بنشینید و در مورد تضاد بین دو بخش درونتان تأمل کنید – در حالی که خیلی به هیچ یک وابسته نیستید.

تحقیقات به طور جالبی نشان می دهد وقتی به صدای درونی منفی خود نامی می دهید ، از آن فاصله می گیرید و قدرت کمتری روی شما دارد ، بنابراین حتی فقط فکر کردن در مورد “خود مثبت” و “خود منفی” به شما کمک می کند تا تضاد آن ها را با وضوح بیشتری ببینید و عینی نوشتن به شما این امکان را می دهد که افکار و احساساتی را که در ذهن شما بیدار می شود آسان تر ببینید، ابراز و سپس رها کنید.

این تمرین را امتحان کنید و ببینید به کجا منجر می شود!

مقاله ای از استیون هندل – با اندکی تصرف

بیشتر بخوانید: شادمانی یا موفقیت – کدام یک را انتخاب می کنید؟

3/5 - (2 امتیاز)

پاسخی بگذارید