معرفی و بررسی کتاب دنیای قشنگ نو

درباره دنیای قشنگ نو

دنیای قشنگ نو، نوشته آدولس هاکسلی اثری قابل تامل و تکان دهنده است که خواندن آن را پیشنهاد می کنم. چیزی که در این کتاب می‌خوانید چندان از زندگی واقعی ما دور نیست، تصویر خوفناکی که شاید همین حالا آماده و منتظر رسیدن زمان مناسب است …

خواندن این کتاب برای بعضی‌ها جالب است و برای بعضی دیگر همراه با چالش. “دنیای قشنگ نو” مشهورترین اثر فیلسوف و نویسنده مشهور بریتانیایی آدولس هاکسلی است و یکی از بهترین نوشته‌ها در قالب پادآرمانشهر است، که از دیگر کتاب های این سبک اسم کتاب 1984، کوری، قصه های ندیمه و … رو احتمالا شنیده باشید. البته دنیای این کتاب، با درک امروزی ما از زندگی، خیلی هم زیبا نیست و اسمش شاید طعنه برانگیز است.

داستان پادآرمانشهر «دنیای قشنگ نو» ، روایت دنیایی که ممکن است در ظاهر دنیای آزادتری به نظر بیاید اما در باطن جهانی بسته است که همه افکار و عقاید هر فرد با اعمال کنترل بیرونی هدایت می‌شود و در واقع استقلال فکر معنی ندارد. از این حیث می توان آن را هم تراز کتاب های مشابه در این ژانر دانست.

برای شناختن دنیای قشنگ نوی هاکسلی به جهانی فکر کنید که در آن عقاید مردم با سیستم‌های کنترل جمعیت، مهندسی ژنتیک، شستشوی مغزی، تضعیف تفکر انتقادی، مواد مخدر و مصرف‌گرایی کنترل می‌شوند؛ تبلیغات دورغین انتخاب‌ها و تصمیم‌گیری‌هایشان را هدایت می‌کند و هر فردی شاید فکر کند که خودش بخشی از جریان تصمیم‌گیر و تاثیرگذار است اما در واقع فقط مهره‌ای اطاعت‌کننده‌است.

چرا باید این کتاب را بخوانیم؟

دنیای قشنگ نو درست مثل 1984 و کتاب‌های مشابه دیگر به ما تلنگر می زند. خواندن این کتاب‌ها باعث می‌شود به خود بیاییم، کمی توقف کنیم و از خود بپرسیم آیا این آینده‌ای است که می‌خواهیم در ساختنش شریک باشیم؟ آیا من می‌توانم با تغییر انتخاب‌هایم نقشی در تغییر مسیری که مقصدش برایم وحشتناک است، بازی کنم؟

و البته که در دل چنین پادآرمانشهرهایی، بسیاری از مفاهیمی که گذرا از کنارشان عبور می کنیم، بازتعریف می شوند. مفاهیمی چون آزادی، شادمانی، عشق، خانواده و … با دیدی فلسفی نقد می شوند. و در این جاست که باید از خود بپرسیم، چطور شد که به این جا رسیدیم؟ در بخشی از کتاب، حتی نقش بدیهی مادر نیز به چالش کشیده می شود و از آن به عنوان خطری برای حفظ “دنیای قشنگ نو” یاد می شود. به راستی آیا با بی اهمیتی به ارکانی که دنیای ما را نگه داشته اند، نقش اجتماعی و فلسفی آن ها را تا این حد تضعیف نمی کنیم که بشود به راحتی حذفشان کرد؟

این کتاب را می توانید از فروشگاه های کتاب، مانند شهر کتاب آنلاین تهیه کنید.

از متن کتاب:

“هیچ وقت حس کرده ای که یه چیزی در درونت هست که فقط منتظره تا تو مجال بیرون اومدن بهش بدی؟ یه جور قدرت اضافی که به کار نمیبریش- میدونی، مثل اون آبی که از آبشار میریزه پایین بدون اینکه روی توربینها بریزه؟”

“ما دلمان نمی‌خواهد چیزی را تغییر بدهیم. هر تغییری تهدیدی‌ست نسبت به ثبات. این دلیل دیگری است بر اینکه چرا تا این حد در استفاده از ابتکارات جدید احتیاط به خرج می‌دهیم. هر کشفی در زمینه‌ی علم محض بالقوه زیر و رو کننده است! حتی علم را هم گاهی اوقات باید به چشم یک دشمن احتمالی نگاه کرد. بله، حتی علم را!”

“کلمات، مثل اشعه‌ی ایکس می‌مانند. اگر آنها را درست استفاده کنی در هر چیزی فرو می‌روند. کتاب می‌خوانی و سوراخ سوراخ می‌شوی.”

“هیچ چیز را به رایگان نمی‌دهند. خوشحالی هم قیمتی دارد و تو داری قیمت آن را می‌پردازی.”

“تمدن نیازی به قهرمان ندارد. ین نوع نیازها در اثر ناکارآمدی سیاسی به وجود می‌آیند. در جامعه‌ای که مثل ما، به درستی مهندسی و طراحی شده باشد، نباید فرصتی برای قهرمان شدن وجود داشته باشد.”

5/5 - (1 امتیاز)

پاسخی بگذارید